تبليغاتX
حرفهای شنیدنی - خفن خفن

خفن خفن

دوتا خانم روی صندلی عقب یک تاکسی نشسته بودند و درباره دوست پسرهاشون صحبت می‌کردند. اولی به دومی می‌گه: علی رو که می‌شناسی، تازگیها لاپات (منظور خط ریش بلند) گذاشته خیلی بهش میاد…. دومی هم می‌گه آره رضا رو هم که می‌شناسی، اونم لاپات گذاشته و… یارو راننده کف می‌کنه می‌گه حالا که سنگ مفته بزار ما هم یه سنگی بندازیم شاید خورد به هدفت… برمی‌گرده به خانوما می‌گه: ببخشید آبجی، ما هم میتونیم لاپات بزاریم. یکی از خانوما می‌گه: بعله که می‌تونین، فقط باید یک کمی بزارین بلندشه! راننده هم می‌گه: آبجی به خدا رسیده به داشبورد، دیگه از این بلندتر نمی‌شه!؟
بچه خوشگله موبایل بسته بوده کمرش، قزوینیه میبینه، میگه: واااای! ببم جان براش اف‌اف هم گذاشتی؟!
عربه گلوش پیش یک دختره گیر کرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نمیکرده و طرف هرچی میومده خواستگاری، دختره هربار یک بهانه تخمی میگیرفته و جواب رد میداده. خلاصه آخر بابای دختره میگه: ببین دخترجان، من دیگه روم نمیشه واسه این بدبخت یک دلیل بیخود سرهم کنم. خودت بشین باهاش صحبت کن، بهش بگو مشکلت چیه. خلاصه دختره و عربه رو میشونن تو یک اتاق، دختره میگه: شوهر من باید پنج تا قصر برام بخره! عربه میگه: چشم عرب کور، میخره! دختره میگه: شوهر من باید یازده تا بنز آخرین سیستم زیر پام بگذاره. باز عربه میگه: چشم عرب کور، میگذاره! دختره میگه: شوهر من باید از گل نازک‌تر بهم نگه. عربه میگه: چشم عرب کور، نمیگه. خلاصه دختره هرچی میگه، عربه قبول میکنه، آخر دختره شاکی میشه، میگه بگذار یک چیزی بگم که عمری نتونه، میگه: شوهر من باید معاملش یک متر و سی سانت باشه! عربه خیلی ناراحت میشه، یکم من و من میکنه، آخر سرشو تکون میده، یک آهی میشکه، میگه: چشم عرب کور، میبره!
پسر دهاتیه تازه اومده بوده تهران، همون روز اول تو ولی‌عصر چشمش میافته به یکی خوشگل های ناب تهران با هفت قلم آرایش   خلاصه پسره میاد جلو، خیلی مودب میگه: ببخشید… جسارتاٌ عرضی داشتم. دختره میگه: بفرمایید. پسره آب دهنشو قورت میده، میپرسه: ببخشید، این دوست دختر که میگن شمایید؟!
رشتیه به زنش میگه: خانم جان، یک قرص ویاگرا بده، امشب یک حال اساسی بکنیم! زنش میگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!
ملکه انگلیس داشته از یک بیمارستان بازدید میکرده، وارد یک اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت خود ارضایی می کنه! ملکه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه: اوه! آقا خواهش میکنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیل? زیاده، اگر روزی ۵ بار تخلیه نکنه حالش وخیم میشه! ملکه میگه: عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یک اتاق میشن، میبینن یک پرستاره داره برای یک مریض ساک میزنه! ایندفعه قبل ازینکه ملکه سئوال کنه، دکتره میگه: این مریض هم همون مشکل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!
میخواستن بن لادن رو شکنجه بدن، از ملت نظر خواهی میکردن که چیکارش کنند. نظر ترکه رو میپرسن، میگه: ایلده سر یک میله رو داغ کنید، خوب که سرخ شد، از طرف سردش بکنید تو  باسنش!! ملت کف میکنن، میپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! ترکه میگه: تا هرکی خواست درش بیاره، دستش بسوزه!
از قزوینیه میپرسن: از کدوم بازیکن فوتبال خوشت میاد؟ میگه: الیور کان!
اگه از جوک ها خوشت اومده حق الزحمه مارو بده

برو تو سایت رای بده
!! نوشته شده توسط غزال | 3 PM | سه شنبه دوازدهم شهریور 1387

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس